تبليغاتX
ماه ِ من


دلم کسی را
می خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد .
با تمام خوبی ها و بدی هایم
دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد
با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم..

 

 

+ 22:35 فراموش شده

احساس ِ خوبی بود

اینکه میدانستم هنوز بعد از 2 ماه گذشتن از جدایی مان

به وبلاگ سر میزنی

خوشحال می شدم وقتی میدیدم هنوز هم قبل از اینکه به سرکار بروی

یا بلافاصله بعد از برگشتن از سرکار به وبلاگ میآیی

با اینکه مدت های زیادی بود که من دیگر آنجا چیزی نمی نوشتم

اما آن احساس های خوب به یکباره تبدیل شد به پوچی

شاید از روی عصبانیت

و یا از ته دل نگفته باشی

اما تمام آن احساس های خوب از بین رفت

طوری که بلافاصله آن وبلاگی را که هم اسمش را خیلی دوست داشتم و

هم خود وبلاگ را بستم

نمیدانم شاید نفهمی

چون تا به حال وبلاگی نداشته ای که درک کنی

درست مثل مادری که بچه های را میزاید..پرورش میدهد..به او دل می بندد

بعد خودش با دستان خودش ،کودکش را خفه کند

شاید این مثال برایت ملموس تر باشد

و عمق ناراحتی من را از بستن آن وبلاگ متوجه شوی

بهر حال سخت بود اما وقتی به کسی بگویند تمام احساساتت دروغ است

چیزی برای دفاع ندارد که بگوید

پس بهتر ست برود گم شود

همان کاری که من کردم

گم شدم در این وبلاگ...

+ 21:28 فراموش شده